سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

462

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

اعراب خارج شده و موالى ، آن را در اختيار داشتند . اما خاندان علوى به امر ديگرى متمايل نشده بود ، تا علم و فقه را از دست بدهد يا به ديگران واگذار كند . « 1 » خاندان علوى در عصر اول عباسى يكى از بزرگ‌ترين سرچشمه‌هاى نور و عرفان ، بخصوص در مدينه منوره بود و از زمان شهادت امام حسين عليه السّلام در كربلا ، اهل بيت توان خود را صرف تدريس و تعليم دانش‌ها ساختند . آنان از هوش سرشار پدران و هدايت جدّ بزرگوار خود و نيز از شرافت هاشمى برخوردار بودند . آن‌ها در بعضى دوران‌ها از سياست دورى مىگزيدند ؛ چرا كه سختىهاى آن را لمس كرده بودند ، ازاين‌رو ، آن‌جانب علمى را براى همديگر به ارث گذاشتند و امامت را در علم به ارث بردند . « 2 » امامان شيعه ، وارث پيامبر و علوم انبيا بودند . « 3 » هر امامى ، معارف و احكام الهى را از طريق پيامبر يا امام قبل از خود دريافت مىكرد و چنانچه به موضوع جديدى برمىخورد ، به‌طور حتم بايد آن را از طريق الهام و به مدد قوهء قدسيّه فرامىگرفت . امامت ، استمرار نبوت بود ، و همان عاملى كه موجب ضرورت ارسال پيامبران و بعثت انبيا بود ، نصب امام بعد از نبى صلّى اللّه عليه و آله را هم واجب مىساخت . « 4 » بىشك همين اعتقاد ، مردم را به اجتماع حول ائمه و پيوستن به نهضت‌هاى شيعى و جهاد با دولت عباسى سوق مىداد . از ديگر عوامل استمرار نهضت‌هاى شيعه ، گشوده بودن باب اجتهاد در تشيع است ، به گونه‌اى كه شيعيان حيات خود را در دايرهء بسته و پيله‌وار نمىگذرانند ، بلكه به سوى تحوّل و تطوّر در حركت‌اند ، و اجتهاد ، راه اين تطور بوده است . شيعيان نگران تفرق مذهب خود و اين‌كه هر فرقه اجتهاد خاص خود را دارد ، نيستند . آنان در اين امر به آيه نفر در سوره توبه استناد مىكنند كه مىفرمايد : « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ . » ( توبه : 122 ) يكى از نويسندگان شيعه اماميه اين آيه را تعليق مىكند و مىگويد : « معقول نيست كه

--> ( 1 ) . سيد الاهل ، جعفر بن محمد ، ص 47 . ( 2 ) . شيخ ابو زهره ، الامام الصادق ، ص 22 . ( 3 ) . كلينى ، اصول الكافى ، ص 56 - 58 . ( 4 ) . محمد رضا مظفر ، عقائد الامامية ، ص 65 - 66 .